X
تبلیغات
مای اسپید
شنبه 11 تیر‌ماه سال 1384
گفتگویی که در زیر تقدیم حضورتان می شود را بنده با یکی از خوانندگان موسیقی سنتی ایران انجام داده ام که خود من نیز افتخار شاگردی ایشان را دارم .او کسی نیست جز استاد مظفر شفیعی که درک بالای موسیقایی و گرمی و لطافت صدایش در کنار افتخار شاگردی استاد محمدرضا شجریان ، بی گمان او را از بسیاری از معاصرانش متمایز ساخته است . صدای او لطیفه ای است نهانی از عشق برخیزد .

استاد شفیعی بیشتر به پرورش و تربیت شاگردانش می پردازد و کمتر در گفتگو ها و هیاهوهای تبلیغاتی شرکت می جوید . کلاس درس استاد در موسسه فرهنگی و هنری آوای مهر محفل مشتاقان و دوستداران هنر آواز می باشد .خواندن گفتگو با ایشان خالی از لطف نیست . این گفتگو را از سایت اخبار روزانه موسیقی ایران نیز می توانید بخوانید .لطفا مختصری از شرح حال خود را بیان بفرمایید؟

به سال هزار و سیصد و سی و یک در روستایی از توابع کاشان که حدود نود کیلومتر با اصفهان و هفتاد کیلومتر با کاشان فاصله دارد متولد شدم. دوران ابتدایی را در زادگاهم گذراندم و پس از آن در سال چهل و دو به تهران آمدم و متوسطه، خدمت سربازی و تحصیل در رشته حسابداری دانشگاه را نیز در پایتخت طی کردم.

چگونه با موسیقی آشنا شدید؟

موسیقی در خانواده ما ریشه دارد. پدرم به ردیف موسیقی مسلط بود و ردیف می دانست. هم او بود که مرا از دوران کودکی با دستگاههای موسیقی سنتی آشنا کرد. من و برادر بزرگترم نیز از سنین پنج و شش سالگی با هم می خواندیم و تمرین می کردیم.البته برادر کوچکترم سیدعلاالدین شفیعی که متاسفانه، سال هفتاد و چهار در یک سانحه رانندگی درگذشت نیز از علاقه مندان موسیقی بود و صدای خوشی هم داشت .بهرحال در سنین نوجوانی استاد عبدالوهاب شهیدی که از دوستان نزدیک پدر به حساب می آید، با پی بردن به علاقه و استعدادم در آواز یادداشتی داد و مرا به استاد اسماعیل خان مهرتاش معرفی کرد. از آن زمان که سال پنجاه و دو بود به صورت جدی زیر نظر استاد مهرتاش شروع به فراگیری آواز کردم. تا اردی بهشت پنجاه و نه که استاد مهرتاش به رحمت ایزدی پیوست از محضر وی استفاده می کردم.

از آن دوران و استاد مهرتاش بیشتر بگویید؟

مرحوم مهرتاش حق بزرگی به گردن موسیقی دارد. او در واقع با تشکیل جامعه هنری باربد و گردهم آوردن بسیاری از هنرمندان آن دوره منشا ترویج موسیقی شد وافرادی چون آقای محمد منتشری، آقای جمال وفایی و آقای محمد رضا شجریان نیز در مکتب وی نکته ها فرا گرفتند. وی در قالب نمایش و پرده خوانی و برنامه هایی از این دست بسیاری از متون قدیمی ادبیات و موسیقی فولکلوریک ایران را بازسازی و به کمک شاگردانش اجرا کرد. او برای اجرای نقش ها از شاگردان قدیمی و جدیدش استفاده می کرد. مثلا در یکی از همین نمایش ها استاد شجریان نقش کلید و قفلی را ایفا می کرد و من در این صحنه شاگرد او بودم.

در محضر استاد مهرتاش نکاتی را فرا گرفتید؟

بینید کلاس استاد مهرتاش یک دوره اخلاقی، هنری و فرهنگی بود. وی با صدای مختصری که داشت آواز را به شیوه مرحوم طاهرزاده و با تار به شاگردانش آموزش می داد. من نیز با ردیف در محضر این استاد بزرگوار آشنا شدم.

چگونه به کلاس استاد شجریان راه یافتید؟

استاد شجریان در سالهای چهل و شش یا چهل و هفت تا پنجاه از شاگردان استاد مهرتاش بود. سابقه آشنایی بنده با وی نیز از همان دوران بود که عرض کردم و ما در یک برنامه نیز هم بازی بودیم پس از فوت استاد مهرتاش در سال پنجاه و نه، سه چهار ماهی خودم به تمرین ادامه دادم. این روند تا شهریور پنجاه و نه ادامه یافت. تا اینکه با راهنمایی یکی از دوستان به نام آقای رضایی که او هم از شاگردان مرحوم مهرتاش بود، خدمت استاد شجریان رسیدم. آن زمان استاد شجریان شاگرد نمی پذیرفت اما با توجه به سابقه آشنایی که داشتیم بالاخره به کلاس وی راه یافتم. یک خاطره ای هم از همان دوران برایم باقی مانده که برایتان نقل می کنم. کلاس استاد شجریان در رادیو تشکیل می شد، روز اولی که رفتم استاد گوشه حسینی را درس میداد، وی به من نیز تکلیف کرد که بخوانم در حال خواندن بودم که استاد گفت، یه لحظه صبر کن، و فورا به اتاق بغلی رفت که گویا آقای محمد رضا لطفی در آنجا مشغول تمرین و ضبط برنامه بود. استاد شجریان بعد از مدتی با آقای لطفی بازگشت و به من گفت دوباره بخوان، من نیز خواندم. استاد رو به آقای لطفی کرد و گفت محمدرضا صداش شبیه کیه؟ آقای لطفی نیز گفت شبیه صدای آقای قوامی است. این یکی از خاطرات خوب من در روز اول از سالهایی است که در محضر استاد بزرگ آواز ایران به کسب فیض مشغول بودم و چه لحظات ارزشمندی را برایم رقم زده است. بهرحال پس از مدتی کلاس استاد در رادیو بنا به دلایلی تعطیل شد و استاد از میان شاگردانش چند نفری را برای تدریس در منزل انتخاب کرد که من هم جز آنها بودم. در کلاس رادیو آقایان، حسام الدین سراج، جلال الدین محمدیان، قاسم رفعتی و چند نفر دیگر که اکنون حضور ذهن ندارم شرکت می کردند. زمانی هم که استاد به تدریس در منزل پرداخت، روانشاد ایرج بسطامی، آقای محسن کرامتی، خانم مهرعلی، آقای قاسم رفعتی، آقای علی جهاندار از جمله شاگردان ایشان بودند. البته افرادی مانند آقای علی رضا افتخاری و آقای علی رستمیان نیز مدتی از اصفهان به کلاس استاد می آمدند.

شما تا چه مرحله ای از دوره های آوازی استاد شجریان را فراگرفتید؟

بنده و بعضی شاگردان استاد شجریان مانند آقایان رفعتی، جهاندار، کرامتی و نوربخش که از ما جوانتر بود، موفق شدیم که تا پایان دوره عالی را نزد استاد شجریان طی کنیم. مرحوم بسطامی نیز به مرحله عالی وارد شد اما بدلیل گرفتاریهای که داشت نتوانست این دوره را کامل کند. بهرحال در دوره عالی هر جلسه یک دستگاه را انتخاب می کردیم و شعری در آن خوانده می شد و استاد آنرا از تمام جهات مورد نقد قرار می داد. مرکب خوانی، نحوه ادای تحریربه روشهایی که استاد مبتکر آنها بود تلفیق شعر و موسیقی و بسیاری از نکات اخلاقی و عرفانی از مواردی بودند که در خدمت استاد شجریان فرا گرفتم. و هنوز هم اگر مجالی باشد از محضر وی استفاده می کنم.

گویا جناب عالی علاقه چندانی به اجراهای صحنه ای ندارید و بیشتر به تدریس می پردازید. لطفا در این خصوص توضیح بدهید؟

به اعتقاد بنده در کار هنر و موسیقی علاوه بر تسلط و دانش لازم، تعهد و التزام به ارزش های انسانی و فرهنگی نیز باید درمیان باشد. اینها که در کنار هم قرار بگیرد آثار خوب و شایسته ای بوجود می آیند. در واقع از زمانی که موسیقی و آواز را آغاز کردم هیچگاه هدفم جنبه های مادی قضیه نبوده و نیست و بیشتر به کیفیت روحانی هنر توجه دارم. در این میان اگر کاری هم ارائه شود با دقت آنرا بررسی می کنم. کما اینکه در یکی دو کنسرتی که انجام دادم همین موارد را درنظر داشتم.

به نظر شما فاکتورهای لازم برای خوانندگی چیست؟

صدای خوب یک مقوله ذاتی و خداددادی است که پرورش و رساندن آن به سطح مطلوب و حرفه ای بسیار مشکل است و به اصطلاح خون جگر می خواهد. داشتن صدا با وسعت مناسب، استاد خوب و با دانش موسیقایی کافی، گرم بودن صدا و جنس صدا از مواردی هستند که می توانند در راه فراگیری آواز هنرجو را یاری کنند. من معتقدم هر هنرجو یا هنرمند آواز باید منش و شخصیت انسانی را نیز چاشنی هنرش کند. آواز خواننده می تواند بیانگر منویات درونی او باشد و نشان دهد که از نظر کردار و رفتار در چه سطحی قرار دارد. ممکن است فردی با دو دانگ صدا چنان بخواند که شنودگان را تحت تاثیر قرار دهد که در موسیقی آوازی ما از این هنرمندان بسیار به چشم می خورد. اما بر عکس هم وجود دارد.

چه روشی برای تدریس دارید؟

روشی که هم اکنون برای آواز جاری است همان روش سینه به سینه است منتها سبک ها و روایت مختلف ردیف تفاوتهایی را در زمینه تدریس به وجود آورده است. من نیز ردیف و آوازهایی را که از استاد شجریان آموخته ام در سطوح مختلف به شاگردانم منتقل می کنم. در ابتدا نوع صدا، توانایی تحریر زدن، صداسازی و موارد مقدماتی را با شاگردان کار می کنم. سپس به تدریس ردیف می پردازم. در بعضی موارد هم که هنرجو توانایی بیشتر داشته باشد با او ردیف را شروع کرده و در حین کار سعی می کنم مشکلات صدای او را برطرف نمایم. ردیفی هم که تدریس می شود همان ردیفی است که استاد شجریان آموزش داده که شامل شیوه مرحوم طاهرزاده و دوامی وردیف خود استاد شجریان می باشد.

به عنوان یک فرد صاحب نظر در موسیقی و به خصوص آواز صدای کدامیک از خوانندگان را می پسندید و به آن گوش می دهید؟

از کودکی من باصدای خوانندگان برنامه گلها مانوس بودم. یاد دارم که رادیوی بزرگی داشتیم که هر باتری آن به اندازه پاره آجر بود. آن زمان برق هم نبود. من رادیو را به زحمت از تاقچه پایین می آوردم و زیر کرسی به برنامه گلها گوش می دادم و بیشتر به صدای مرحوم قوامی و بنان گوش می سپردم. بعد ها هم صدایی آمد بنام سیاوش بیدگانی که من شیفته و مجذوب آن صدا شدم.

چه توصیه ای به دیگر کسانی که پا در این عرصه می گذارند دارید؟

امروزه می بینیم جوانان با استعدادی به جرگه خوانندگان می پیوندد اما دریغ که همه آنها سعی در تقلید صدای خوانندگان به خصوصی مثلا استاد شجریان را دارند. لازم به ذکر می دانم که بافت حنجره هر کسی مختص خودش می باشد. ممکن است به صورت طبیعی صدای کسی شبیه دیگری شود مانند چهره ها که بعضی شبیه هم هستند، اما اینکه وقت و انرژی را صرف تقلید یک صدا کنیم زیاد منطقی به نظر نمی رسد و مسلما اگر صدای کسی باید شبیه صدای استاد شود شایسته تر از فرزندش کسی نیست. توصیه من به جوانترها نیز این است که با تمرین و ممارست و فراگیری آموزش های اصولی اساتید در جهت حفظ و اعتلای هنر موسیقی گام بردارند و موسیقی را به شیوه علمی فراگیرند.